سرقت

کژرفتاری یا انحراف به هر گونه رفتاری گفته می شود که هنجارهای فرهنگی را نقض کند. هنجارها راهنمای همه فعالیت های انسان در جامعه هستند و تعیین می کنند که فرد در شرایط گوناگون چه رفتاری باید با نباید داشته باشد. از این رو، مفهوم انحراف اجتماعی طیف وسیعی را در برمی گیرد. به شاخه ای از انحراف اجتماعی، “جرم” می گویند. جرم یک عمل عمدی و ارادی بر عليه قانون است در قانون جزا، جرم را بر حسب شدت و ضعف مجازات به جنایت، جنحه، و خلاف تقسیم می کنند. اما در مورد سرقت تعاریف متعددی ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود: ربودن خدعه آميز مال غیر برداشتن چیزی از دیگری بدون اطلاع و رضایت او، گرفتن و بردن مال و پول کسی به زور یا مکر و فریب، ربودن متقلبانه شئ متعلق به دیگری و بالاخره از نظر قانون، سرقت تنها زمانی موجود است که شئ موضوع جرم بدون آگاهی و بر خلاف میل صاحب آن از تصرف دارنده قانونی آن به تصرف عامل جرم در آید که لازمه آن، گرفتن، برداشتن و کش رفتن است.
آیزنک مدعی است که بین ویژگی های شخصیتی چون برون گرایی و رفتار انحرافی رابطه وجود دارد. به عقیده او علت جرم، آمیزه ای از ویژگی های ذاتی شخص و جامعه پذیری او در دوران کودکی است. به نظر آیزنک احتمال اینکه افراد برون گرا مرتکب جرم و جنایتی شوند بیشتر است: مگر آنکه والدین شان مهار احساسات را به ایشان آموخته و آگاهی اجتماعی را به تدریج در وجود آنان القا کرده باشند. فعالیت های روزمره انسان ها در جامعه، مبتنی بر نظم اجتماعی است و این نظم از طریق افراد و رفتار گروههای اجتماعی تداوم پیدا می کند
در حقیقت هر رفتار اجتماعی از طریق هنجارها و قوانین خاصی اداره می شود. هنجارها از این بابت بر ارزش ها و گرایش های اجتماعی اثر می گذارند که تجویز کننده و در عین حال نهی کننده رفتارها هستند. هر فرهنگ، پاره فرهنگ و یا هر گروه، دارای هنجارهایی است که بر آن حاکم است و از این طریق رفتارهای متناسب را تعیین می کند
کز رفتاری پدیده ایست که به طریقی با انتظارهای مشترک افراد یک جامعه سازگاری ندارد و بیشتر افراد، آن را ناپسند و نادرست می دانند. هر جامعه ای از اعضای خود انتظار دارد تا از ارزش ها و هنجارها تبعیت کنند. جرم دارای دو تعريف اثباتی و اجتماعی است. در تعریف اثباتی، هر فعل یا ترک فعلی که به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب می شود در تعریف اجتماعی، جرم به فعل یا ترک فعلی گفته می شود که مرتکب آن از طرف مردم و جامعه طرد شود همان منبع. ص ۳۹). همان طور که قبلا گفته شد سرقت نیز جرم محسوب می شود و به عملی گفته می شود که طی آن مالی بدون اطلاع و رضایت دارنده آن، به تصرف دیگری در می آید. سرقت از با سابقه ترین جرائم بشری است که در جامعه های مختلف به شیوه های گوناگون دیده می شود. این پدیده در طول زمان دستخوش دگرگونی ها و تغییرات زیادی شده است. اما تنها چیزی که از بدو پیدایی و شکل گیری آن تاکنون ثابت مانده، زشتی و مذموم بودن ماهیت آن است.

جرم شناسی سرقت

آسیب شناسان اجتماعی هر گونه عملی را که بر خلاف موازین، مقررات قوانین و معیار های ارزشی و فرهنگی جامعه باشد جرم می نامند و جرم شناسی به بررسی بزهکاری می پردازد تا علل پیدایی، تکوین، پیشرفت و نتایج آن را دریابد. از این رو، در جرم شناسی پدیده هایی وجود دارند که به عنوان وسیله با واسطه تجزیه و تحلیل های پژوهشی و شناخت آسیب های اجتماعی به کار آید. این حکم کلی در موارد سرقت نیز صدق می کند (همان منبع. ص ۱۵۸).

علل و انگیزه های سرقت

(تبیین زیست شناختی)
در بررسی علل و انگیزه های سرقت می توان به عوامل متعدد زیر اشاره نمود:

١- عوامل ذهنی، مانند هوش کم یا زیاد، استعدادهای فردی و نظایر آن
۲- سن بی شک تقسیم بندی انواع سرقت بر حسب گروه های سنی، متفاوت است تا جایی که برای مثال، بسیاری از آنچه بزرگسالان در رفتار کودکان “دزدی” می نامند، از نظر روانشناسان کودک، ممکن است صرفا کنجکاوی باشد
۳- جنس: از آنجایی که به طور معمول قدرت بدنی زن از مرد کمتر است یا به تعبیر زیست شناسان، مرد بیش از زن قدرت تحرک دارد، بنابراین موارد ارتکاب سرقت – مخصوصا سرقت هایی که به طریقی با قدرت و تحرک بدنی ارتباط دارد – بین دو جنس متفاوت خواهد بود.
۴- وضعیت بدنی: زشتی و زیبایی، نقص عضو و بلندی یا کوتاهی بیش از حد، ممکن است از عوامل مؤثر در ارتکاب جرم باشد. گاه دیده شده که شخص تنومند و قوی پنجه که از تأثیر هیکل خویش آگاهی دارد، برای خود حقی تصور می کند
عکس آن هم صادق است، به این معنی که گدایی یا جیب بری در میان اشخاص ضعيف الجثه بیشتر دیده می شود.
علل و انگیزه های روانی – عاطفی سرقت تبیین روانشناختی)

فقر عاطفی

فقر عاطفی از عوامل فردی سرقت است. کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند، معمولا در خانواده هایی رشد یافته اند که در اثر طلاق از هم پاشیده شده یا والدین تربیت مناسبی را برای فرزندان در نظر نگرفته اند. مرگ یکی از والدین و تبعیض بین فرزندان، حالت هایی چون انزواطلبی، افسردگی و اختلالات رفتاری در کودکان به وجود می آورد که این عوامل به نوبه خود ارتکاب جرم را تسهیل می کنند

٢- ناکامی

ناکامی با محرومیت، اصطلاحی است که در زمینه شکست در ارضای تمایلات به کار می رود و مراد از آن “عدم امکان نیل به هدف است”

٣- پرخاشگری

پرخاشگری، رفتاری است که پیامدهای متعددی دارد و از جمله موجب خسارت و زیان به فرد یا افراد دیگر می شود. خسارت و زبان می تواند جسمی یا روانی باشد. پرخاشگری یک نوع واکنش روانی است. فرد به وسیله پرخاش و اعمال ضد اجتماعی می خواهد ناکامی خویش را جبران کند. وقتی شخص همه راهای پیشرفت را به روی خود مسدود می بیند و از ارضای نیازهای عاطفی، روانی و مادی خود باز می ماند در برخی از موارد سعی می کند با اتخاذ روش ها و شیوه های مختلف به تحریک دیگران با حمله به آنها بپردازد یا با غارتگری و تباه کردن اموال دیگران به یک احساس رضایت موقت دسترسی پیدا کند.

۴- حسادت

حسد، آرزوی زوال نعمت برای دیگران است. گاه فرد با توجه به عدم امکان دستیابی به موقعیت و منزلت دیگران رشک و حسد می برد و چون نمی تواند به مانند صاحبان اموال، مالک آنها گردد دست به دزدی می زند. پریچارد می گوید: تمایل به دزدی گاه یکی از خصوصیات جنون اخلاقی است و گاه اگر هم تنها خصوصیات آن نباشد، بارزترین آنهاست

۵- تجربه های دوران کودکی

حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است، از فرد شخصیتی جامعه ستیز بسازد که در بزرگسالی او را به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد. چنین فردی دارای کجروی هایی است و از اذیت و آزار دیگران و نیز سرقت اموال شان لذت می برد، زیرا گمان می کند با دست زدن به چنین کاری، انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است.

۶- احساس ناامنی

وضعیت مغشوش خانواده، ستیز و اختلاف بین پدر و مادر و رفتار خشونت آميز والدین، از علل مهمی است که جوان را دچار نگرانی و تا امنی کرده، در خود فرو می برد و به کناره گیری از دیگران به ویژه پدر و مادر می کشاند. جوان در چنین شرایطی روابط خود را با والدین بر هم زده، گاه در نتیجه فشار با خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیازهای مادی و معنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین به خاطر محدودیت ها و سختگیری های نابجای آنان، دست به سرقت بزند.

خودنمایی

برخی از جوانان برای نشان دادن صفت “کله شقی” و جرأت حادثه جویی که برای آنان بسیار ارزشمند است، به پزشکاری روی می آورند و ظاهرا مصرف مواد مخدر با دست زدن به سرقت آنان را در چشم همسالان شان “کسی” می سازد. از این رو فرد با موقعیت های مساعدی برای ارتکاب جرم رو به رو می شود و به دزدی و غارت اموال دیگران دست می زند.

۸- محبت زیاد

زیاده روی در محبت تیز مانع رشد و تکامل شخصیت کودک می شود. کودکان نازپرورده که در محیط خانه تمام توقعات و خواسته هایشان بدون چون و چرا انجام می گیرد در اجتماع نیز انتظار دارند تمام آرزوهای شان به زودی برآورده شود. در صورت عدم توفيق و رو به رو شدن با شکست تصور می کنند که همه بر عليه آنان قيام نموده | و عداوت دارند. در نتیجه ترسو، خودخواه، پر مدعا و پرتوقع بوده با قبول عضویت در باندهای مختلف سرقت می خواهند از جامعه انتقام بگیرند.

علل اجتماعی – اقتصادی سرقت

برخی از عوامل اجتماعی – اقتصادی سرقت را می توان به شرح زیر دانست

۱- فقر مادی

فقر و محرومیت مادی را شاید بتوان گفت از مهمترین عوامل به وجود آورنده سرقت است. فردی که دچار این آسیب اجتماعی است از یک سو از لحاظ روانی احساس حقارت و مغبون بودن می کند و از جامعه طلبکار می شود، و از سوی دیگر چون جامعه را مسئول محرومیت و فقر خود می پندارد، نوعی احساس انتقام جویی در او پرورش می یابد. به این ترتیب کوشش او برای فقرزدایی چه بسا در مجاری غیر قانونی و ضداجتماعی افتاده، به سرقت، یا جنایت کشیده شود.

۲- فقر فرهنگی

فقر فرهنگی، نقش اساسی در ایجاد جرم دارد. دزدان اکثرا بی سواد و بی سوادان در اثر فقدان امکانات رشد فکری برای پیشرفت و ترقی خود از شیوه های دیگر فرهنگی مثلا از توانمندی های جسمانی بهره می گیرند.

۳- طبقاتی بودن جامعه و نابرابری های اجتماعی

نظریه تضاد بر پیامدهای شخصی و اجتماعی تمرکز ثروت و قدرت در دست عده ای معدود در جامعه تکیه دارد. کوهن و آسیب شناسی اجتماعی، خرده فرهنگ ها را از مشخصه های اصلی جوامع طبقاتی می داند که احتمال کجروی های اجتماعی را فزونی می بخشد، زیرا عملی چون سرقت در بین برخی از گروههای نوجوان و جوان، ممکن است به صورت هنجار در آمده باشد، در حالی که همین عمل از نظر دیگران غیرعادی و نا به هنجار تلقی شود.

۴- شهرنشینی و زاغه نشینی

گسترش بی رویه شهرها و انبوهی جمعیت، هردو از عوامل جرم زا هستند. انبوهی و تراکم جمعیت، موجب می شود تا فرد نتواند در زندگی داخلی و خصوصی خود مسایل و مشکلات شخصی را بروز دهد، ناچار آن را از دیگران پنهان می دارد. از این رو، سرقت، فحشا، اعتیاد و دیگر آسیب های اجتماعی در مکانهای شلوغ و فقیر نشین شهری رواج می یابند.

۵- از هم پاشیدگی خانواده و عدم امنیت عاطفی کودک

آسیب شناسان اجتماعی یکی از عمده ترین علل بزهکاری کودکان را ستیز در خانواده می دانند و معتقدند جدایی والدین نقش بسیار منفی و ویران کری در شخصیت کودکان دارد و زمینه را برای ارتکاب بزهکاری در آنان فراهم می آورد. طبیعی است که یک شخصیت دارای اختلال گرایش بیشتری به بزهکاری دارد تا یک شخصیت طبیعی و سالم. از این رو، فردی که دارای اختلال شخصیت است، دست خود را به انواع بزهکاری ها و از جمله سرقت آلوده می سازد.

۶- معاشرت با دوستان ناباب

ساترلند در نظریه پیوند افتراقی (انتقال فرهنگی خود می گوید: رفتار مجرمانه مانند هر نوع رفتار دیگری آموختنی است. از این رو، داشتن دوستان ناباب و تاثیر معاشرت با آنها در کشیده شدن فرد به سوی سرقت نقش اساسی دارد ستوده، ۱۳۸۶. صص ۱۶۴ – ۱۶۵). به موجب تحقیقی که در ایران انجام شده ۴۲ در صد سارقان تحت بررسی، دوستان نایابی داشته و ۷۵ درصد آنها با چنین دوستانی رفت و آمد زیاد و طولانی داشته اند (قربان حسینی، ۱۳۷۱. ص ۲۶۲).

۷- بیکاری

بیکاری عامل مهم دیگری در ایجاد فقر است و فقر نیز از عوامل اصلی سرقت و جرم محسوب می شود. بیکاری از دو جهت در ازدیاد سرقت نقش دارد، یکی وجود فرصت های اضافی و خالی بودن اوقات فراغت و دیگری نداشتن درآمد کافی برای گذراندن زندگی.

۸- مهاجرت به شهرها و اثرات روانی – اجتماعی آن

اثرات هر نوع مهاجرت در دگرگونی های اجتماعی، کم و بیش مشابه است. اما از نظر جرم شناسی، مهاجرت روستاییان به شهرها حائز اهمیت خاصی است. مهاجرت مشکلات عدیده ای را در پی دارد. جوانان با خانواده هایی که به انتظار داشتن زندگی بهتر و با امید بافتن کاری مناسب به شهرهای بزرگ روی می آورند، در مشکلات فراوانتری غرق می شوند و چون به خواسته های خود نمی رسند به کارهای خلاف و غیرقانونی کشیده می شوند. بر اساس پژوهشی در ایران، مهاجرت در زندگی ۳۳ درصد از سارقان به صورت های مختلف نقش داشته است.