ضرب و جرح

ضرب و جرح عمدی از جمله جرایمی هستند که بر جسم انسان لطمه وارد میکنند لذا از آن به عنوان جرم علیه تمامیت جسمانی تعبیر شده است و موضوع آن را اشخاص تشکیل می دهند. همانطور که می دانیم جرایم علیه وضعیت جسمانی اشخاص سیب واکنش مجنی علیه (کسی که مورد ستم و جنایت واقع شده و جامعه در برابر مجرم میشوند. ضرب و جرح ممکن است در دعوای خانوادگی، اختلاف بین دو دوست، اختلافات مالی بین دو نفر، دعوای قومی و قبیله ای و… اتفاق بیافتد. این جرم دو جنبه دارد که شامل جنبه عمومی و جنبه خصوصی جرم می شود که جنبه خصوصی قابل گذشت و جنبه عمومی غیر قابل گذشت است است اما در صورت گذشت از جنبه خصوصی جنبه عمومی قابل تخفیف مجازات می باشد. این جرم از جرایم مقید است یعنی باید منتج به نتیجه شود که در قانون قدیم (ق.م.ا مصوب ۱۳۷۰) اگر ضرب و جرحی صورت می گرفت اما هیچ اثری از خود برجای نمی گذاشت توهین عملی بود اما در قانون جدید (ق.م.ا مصوب سال ۱۳۹۲) عنوان مجرمانه جدیدی است که وفق ماده ۵۶۷ قانون اخیر عمل خواهد شد. ضرب و جرح عمدی ممکن است منجر به جرح، نقص عضو، قتل و… شود که هر یک خود با توجه به ارکان سه گانه هر جرم (رکن قانونی، رکن مادی و رکن روانی) مجازات آن متفاوت است.

مقدمه

از نظر جامعه شناسان و جرم شناسان کیفری؛ جرم ایراد ضرب و جرح، جزو جرایمی است که شدت و ضعف آن در نقاط مختلف و برحسب شرایط زمانی و کیفری، متغیر است و به لحاظ فقر فرهنگی و یا وجود نارسائی ها و مسائل اقتصادی و اجتماعی مشاهده می شود (هر چند این عوامل در جوامع گذشته بیش از امروز رایج بوده است)؛ لیکن امروزه نیز عوامل مختلفی چون خصوصیات قومی، شخصیتی، خصوصیات جغرافیایی، عوامل مزاجی و نیز محیط زندگی، در بروز این جرم مؤثر می باشند. به عنوان مثال در فرهنگ ما ایرانیان از اختلاف های خانوادگی و دعواهای زناشویی همیشه با عنوان نمک زندگی نام برده می شود، اما گاهی نمک زندگی زیاد میشود و باعث می شود کار به جاهای باریک کشیده و موجب ضرب و جرح و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق  از ناحیه هر یک از طرفین شود. در قانون مجازات اسلامی تمامی موارد شکایت با موضوع ضرب و جرح کاملا احصاء شده است و در قانون به هر جرم کوچکی هم رسیدگی میشود. ایراد ضرب و جرح ممکن است به صورت فردی یا گروهی اتفاق بیفتد که هر کدام بر اساس قانون مجازات خاص خود را دارد. بر اساس قانون مجازات اسلامی، حتی ایجاد خراش در بدن فرد مقابل نیز می تواند منجر به طرح شکایت کیفری شود و حتی اگر ضرب و جرح از خود اثری برجای نگذارد باز قابل شکایت و پیگرد قانونی است.

در باب ایراد ضرب و جرح عمدی ق.م.ا در ماده ۶۱۴ بخش تعزیرات مقرر می دارد ((هر کس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن با از کار افتادن عضوی از اعضاء یا منتهی به مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجني عليه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب با دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجني عليه مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم خواهد شد. تبصره: در صورتی که جرح وارده منتهی به ضایعات فوق نشود و آلت جرح اسلحه با چاقو و امثال آن باشد مرتکب به سه ماه تا یک سال حبس محکوم خواهد شد)) بنا براین همانطور که مشاهده می شود ضرب و جرح عمدی از جرایم کیفری علیه تمامیت جسمانی اشخاص بوده که می بایست به سرعت در مراجع قضایی برای احقاق حقوق افراد جامعه و جلوگیری از جریحه دار شدن احساسات عمومی و ترس و وحشت در اجتماع رسیدگی شود. لذا در این تحقیق ابتدا تعریف جرم ضرب و جرح عمدی و سپس ارکان آن و مطابقت با قوانین و مقررات مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نهایتا نتیجه گیری و راهکارهای لازم ارائه خواهد شد.

بیان مسئله

در صورتی که سیلی زدن به شخصی منجر به افتادن و شکستن دست وی شود، موضوع می تواند منطبق با مقررات ماده (۶۱۴) قي.م.ا باشد. ضرب در لغت به معنی «زدن» است و از حیث حقوقی به صدماتی گفته می شود که وارد کردن آن ها موجب از هم گسیختگی ظاهری نسوج و جاری شدن خون از بدن نمی شود. از این رو تورم، کبودی، پیچ خوردن مفاصل بدون شکستگی، خونمردگی و … از مصادیق ضرب هستند. ضرب ممکن است با دست یا پا تمام سنگینی بدن و امثال آن یا با استفاده از ابزاری مثل چوب و سنگ باشد. بنابراین ملاک تشخيص وارد کردن صدمه بدون خونریزی، ظاهری است. اما جرح در لغت به معنی زخم زدن بوده و به آسیب هایی گفته می شود که موجب از هم گسیختگی بافت ها شده و با خونریزی ظاهری و بیرونی همراه باشد مانند خراشیدگی، بریدگی یا پارگی دست، گاه ممکن است این از هم گسیختگی همراه با شکستگی باشد بنابراین قطع عضو، سوختگی، شکستگی و بریدگی و امثال آن از انواع جرح محسوب خواهند شد.

ایراد ضرب و جرح عمدی

جرم ضرب و جرح در محدوده آن دسته از جرائمی که علیه تمامیت جسمانی اشخاص می باشد، قرار می گیرد و موضوع آن (اشخاص) تشکیل می دهند.

اهداف جزیی

۱- شناخت مواد قانونی این بزه

۲- بررسی و شناخت راهکارها

روش تحقیق

روشی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته روش اسنادی است. روش اسنادی تحقیقی مبتنی بر شواهد برگرفته از مطالعه اسناد ، مانند آرشیوها و اسناد رسمی است.

نوع مطالعه

نوع مطالعه روش اسنادی و کتابخانه ای می باشد که از طريق تحقیقات و منابع انجام شده موجود می باشد.

روش گردآوری اطلاعات

ابزار جمع آوری اطلاعات محقق در روش کتابخانه ای، همه اسناد چاپی همانند کتاب، دایره المعارف ها، فرهنگ نامه ها، مجلات، روزنامه های هفته نامه ها، ماهنامه ها، لغت نامه ها، سالنامه ها، مصاحبه های چاپ شده، پژوهش نامه ها کتاب های همایش های علمی، متون چاپی نمایه شده در بانکهای اطلاعاتی و اینترنت و هر منبعی که به صورت چاپی قابل شناسایی باشد است.

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات

این نوشتار تحقیق کتابخانه ای به عنوان یکی از اقسام تحقیق اسنادی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در بسیاری از تحقیقات، به همان اندازه که به تهیه داده های کاملا جديد توجه می شود، به تجزیه و تحلیل اطلاعات از کارهای دیگران نیز ابراز علاقه می شود. یکی از انواع فرعی پژوهش اسنادی عبارت است از تحلیل مجدد مجموعه ای از داده ها و نتایج تحقیقات گزارش شده، توسط نویسندگان دیگر. حکومتها و سازمان های دیگر، به طور منظم آمار رسمی درباره انبوهی از پدیده های اجتماعی منتشر می کنند؛ پژوهش گران می توانند داده های برگرفته از این گونه آمارها را مورد استفاده قرار داده و یا دوباره تحلیل کنند و آن اطلاعات را برای کمک به حل مسأله پژوهشی معین به کار برند.

تعریف مفاهیم و واژه ها
ضرب

ضرب در لغت به معنی «زدن» است و از حیث حقوقی به صدماتی گفته می شود که وارد کردن آن ها موجب از هم گسیختگی ظاهری نسوج و جاری شدن خون از بدن نمی شود. از این رو تورم، کبودی، پیچ خوردن مفاصل بدون شکستگی، خونمردگی و… از مصادیق ضرب هستند.
در مفهوم کیفری ضرب به هر صدمه به بدن انسان گفته می شود که مستقیم یا غیر مستقیم به صورت زدن یا برخورد و تلاقی شدید حاصل شود و اگرچه هیچ اثر زخم و کوفتگی باقی نگذارد. ولی ضربه معمولا به سرخی، کبودی و سیاهی جلد بدن می گردد.ضرب ممکن است با دست یا پا تمام سنگینی بدن و امثال آن یا با استفاده از ابزاری مثل چوب و سنگ باشد. بنابراین ملاک تشخيص وارد کردن صدمه بدون خونریزی، ظاهری است.

جرح

جرح در لغت به معنی زخم زدن بوده و به آسیب هایی گفته می شود که موجب از هم گسیختگی بافت ها شده و با خونریزی ظاهری و بیرونی همراه باشد مانند خراشیدگی، بریدگی یا پارگی دست. گاه ممکن است این از هم گسیختگی همراه با شکستگی باشد بنابراین قطع عضو، سوختگی، شکستگی و بریدگی و امثال آن از انواع جرح محسوب خواهند شد. از نظر کیفری به معنی زخم زدن چه از راه غير وارد شده باشد چه از راه فساد در بدن پیدا شود اطلاق می گردد که با عوامل و وسایل مکانیکی یا فیزیکی یا شیمیایی در نسوج بدن انسانی حادث شود اعم از اینکه درونی باشد یا بیرونی. بنا براین اگر جرح عمدی موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضاء یا منتهی به مرض دائمی با فقدان یا نقض یکی از حواس با منافع با زوال عقل مجنی علیه گردد در این صورت ، عمل مرتکب منجر به نقص عضو خواهد شد که موجب قصاص طرف یا قصاص منافع عضو خواهد شد.

ضرب و جرح روحی

ممکن است بصورت اهانت از طریق کلمات تحقیر آمیز و توهین آمیز، مانند فاحشه، احمق، زشت یا نکبتی باشد. همچنین ممکن است بصورت رفتار با اعمال توهین آمیز مانند تهدید یا مجبور شدن به کارهائی که احساس می کنید غلط هستند. این اعمال ممکن است به اینصورت باشد که کسی اشیاء دیگری را بشکند برای اینکه او را به اطاعت وادار کند
ضرب و جرح روحی کبودی یا سایر صدمات را روی بدن ایجاد نمی کند. از اینرو ممکن است کشف و اثبات آن دشوارتر باشد، ولی در عین حال مانند ضرب و جرح جسمی جرم شدیدی محسوب می شود. افرادی که کسی را تحت ضرب و جرح روحی قرار می دهند می خواهند او را کنترل کنند. به اعتماد بنفس، شخصیت، افکار و احساسات عواطف کسی که در معرض ضرب و جرح روحی قرار گیرد، اهانت می شود.

بزه

بزه یا بزهکار یک پدیده اجتماعی است که در محیط های مختلف به شکل های متفاوتی مشاهده می شود. شکستن نظم اجتماعی و انحراف از هنجارهای جامعه را بزهکاری تعریف کرده اند. از دیدگاه روانکاوی بزهکار کسی است که نیروهای غریزی در وجود او به خوبی اداره نشده است و ذهن آگاه فرد به خوبی بر نیروهای غریزی نظارت ندارد.
بنابراین چنانچه ذهن آگاه نتواند راهی برای خروج نیروهای غریزی پیدا کند که مورد قبول جامعه باشد، فرد دست به رفتارهایی بر خلاف هنجارهای اجتماعی می زند و یا میان دو دسته از فشارهای درونی و برونی قرار می گیرد و دچار بزهکاری می شود. تعريف بزه و رفتار بزهکارانه در هر جامعه ای توسط قوانین حقوقی و هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص می شود. باید اذعان داشت که قرن هاست رفتارهای قتل، دزدی، تخریب، نزاع، کلاهبرداری، تجاوز به عنف، آتش افروزی و به عنوان رفتار بزهکارانه پذیرفته شده است و همه جوامع برای آن تعریف مشخصی دارند. تنها تفاوت مشهود، نوع و میزان تنبیهی است که بر اساس قوانین حقوقی آن جامعه تعیین می شود. البته بزه را بر اساس ارزش ها و تعیین ارزش ها یا بر حسب زمان و مکان تعریف می شود. با رویکردهای مختلف به موضوع بزهکاری و تعریف حقوق معلوم می گردد که بزه از دیدگاه حقوقی، جامعه شناسی و جرم شناسی متفاوت است. “هير شي” معتقد است بزهکاری وقتی اتفاق می افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شوند یا به طور کلی از بین بروند. این قیود را تحت چهار مفهوم به طور خلاصه بیان خواهیم نمود.

وابستگی در حقیقت یک نوع قید و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت هنجارهای اجتماعی می کند، این وابستگی را “هیرشی همپایه وجدان اخلاقی و یا من برتر می داند.
تعهد تعهد همپایه عقل سلیم یا خود است درگیر بودن میزان مشغولیت فرد در فعالیت های مختلف است که باعث می شود او وقت برای انجام کار خلاف نداشته باشد.
باورها: میزان اعتباری که فرد برای هنجارهای قراردادی اجتماع قائل است.

قسام بزهکاری

بزهکاران را از لحاظ مطالعات اجتماعی و از نظر عرف و قانون بر حسب نوع کاری که انجام می دهند، می توان به سه گونه زیر تقسیم کرد
١- بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه که زندگی عادی بر اساس فرهنگ و قانون برای خود انتخاب کرده اند. مثل کشتن آنها به عمد و یا غیر عمد، تهدید آنها به ضرب و حمله و تجاوز به عنف که تمام این اعمال از لحاظ قانونی، عرف و فرهنگ جامعه پذیر نمی باشند و کسی که مرتکب چنین اعمالی گردد، بزهکار یا مجرم خوانده می شود.

۲- بر عليه دارایی و مالکیت دیگران، البته اگر مالکیت از طریق مشروع و نتیجه دسترنج و حاصل زحمات او باشد، مانند ورود به خانه آنها به قصد دزدی و بردن اموال منقول قیمتی، جعل و استفاده از اسناد معجول و مدارک مربوط به مالکیت، دزدی اتومبیل و یا غارت کردن اموال دیگران، کسانی که مرتکب چنین اعمالی شوند مجرم یا بزهکار نامیده می شوند.

٣- بزهکاری بر علیه نظم عمومی و سلامت افراد جامعه مانند ارتکاب جرایمی از قبیل فحشا که نظام اجتماعی خانواده ها را بر هم می زند و یا به عدم تشکیل خانواده منجر می گردد. یا مبادرت به قمار بازی کردن که حقوق دیگران را به مخاطره می اندازد و یا استعمال مواد مخدر که به نابودی نیروی انسانی سازنده اجتماع کمک می کند.

در سن قانونی ارکان ضرب و جرح عمدی رکن مادی

برای اینکه جرمی وجود خارجی پیدا کند، پیدایش یک عنصر مادی ضرورت دارد زیرا که فکر و اندیشه تنها برای انجام رفتار مجرمانه کافی نیست ضمن اینکه ممکن است کسی فکر مجرمانه داشته باشد ولی به دلایلی از جمله ترس و پشیمانی به هیچ وجه به مرحله اجرا در نمی آید، لذا فکر، اندیشه و قصد ارتکاب جرم تا به اجرا گذاشته نشود و به دیگران و اجتماع صدمه و آسیب برسانده و موجب اخلال در نظم جامعه نشده باشد قابل تعقیب و مجازات نمی باشد.
بطور کلی برای اینکه رکن مادی جرم ضرب و جرح عمدی اتفاق بیفتد سه شرط لازم است :

١- رفتار فیزیکی

در رفتار فیزیکی سه بحث مطرح است: ترک فعل، مباشرت و تسبیب، در این خصوص همیشه این بحث وجود داشته که آیا در جرایم علیه اشخاص رفتار فیزیکی باید بالمباشره باشد یا به تسبیب و آیا باهم امکان رفتار فیزیکی وجود دارد یا نه؟ این بحث در ق.م.ا سال ۱۳۷۰ و در ق. م.ا سال ۱۳۹۲ وجود داشته و در هر دو قانون تسبيب قابل پذیرش بوده است یعنی رفتار فیزیکی علاوه بر بالمباشره به تسبیب هم می تواند باشد. لذا در ضرب و جرح عمدی گاهی ممکن است یک نفر مباشر باشد و یک فعل هم انجام دهد و نتیجه آن جنایت شود (در ماده ۳۱۷ قانون سال ۱۳۷۰ و ماده ۴۹۴ قانون سال ۱۳۹۳ مباشرت را ذکر کرده است و گاهی هم ممکن است یک نفر مباشر جرم باشد ولی چند فعل را انجام دهد مثلا یک نفر را مورد ضرب و جرح عمدی قرار داده که امکان دارد منتهی به فوت طرف شود ولی در همان لحظه پشیمان می شود و در حین رساندن طرف به بیمارستان دچار سانحه تصادف می شود و طرف فوت می کند. بنابراین در این رفتار فیزیکی می بایست ایراد صدمه یعنی فعل مثبت مادی بر روی شخص مجنی علیه اثر بگذارد و این فعل مثبت می تواند با وسایل طبیعی مثل مشت زدن، ناخن فرو کردن و مواردی مانند آن باشد و یا وسایل اتفاقی مانند سنگ، چوب، خاک و … باشد و یا ناشی از وسایلی که از قبل تهیه شده است مانند اجسام برنده، مواد منفجره و باشد.

۲- شرایط و اوضاع و احوال

برای شرایط و اوضاع و احوال در ضرب و جرح عمدی به سه موضوع بسنده شده است. مجنى عليه باید انسان باشد نه حیوان، یعنی اینکه باید ضرب و جرح عمدی به انسان وارد شود و این انسان هم می بایست زنده باشد. لذا ضرب و جرح عمدی که بر حیوان و یا بر انسان مرده ای وارد می شود مورد مجازات قانونی ضرب و جرح عمدی نمی شود باید انسان دیگری باشد نه خود. در این خصوص باید گفت که اگر کسی به خود ضرب و جرح وارد کند مورد مجازات قرار نمی گیرد و جرم محسوب نمی شود مگر در شرایط خاص که ضرب و جرح عمدی به خود جرم محسوب می شود مثل ماده ۵۱ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب سال ۱۳۸۲. بنا براین ضرب و جرح باید به انسان دیگری وارد شود تا مورد مجازات قانونی قرار گیرد. مهدور الدم نباشد. منظور از مهدور الدم بودن یعنی از اشخاص موضوع ماده ۳۰۲ ق.م.ا مصوب سال ۱۳۹۲ نباشد. چرا که اشخاص مهدور الدم ( مهدورالدم نسبی و مهدورالدم مطلق) خونشان هدر است نسبت به افرادی خاص یا کل جامعه.

شرط سوم از رکن مادی جرم شرط نتیجه است. چرا که ضرب و جرح عمدی از جرایم علیه اشخاص بوده لذا جزو جرایم مقید است یعنی اگر نتیجه ای در بر نداشته باشد در حد شروع به جرم است و لذا ضرب و جرح عمدی باید منتج به نتیجه شود. بنا براین حداقل نتیجه ای که در ضرب و جرح عمدی باید صورت گیرد تغییر رنگ و تورم است. ماده ۴۸۴ ق.م.ا مصوب سال ۱۳۷۰ و ماده ۷۱۴ ق.م.ا مصوب سال ۱۳۹۲ به این موضوع اشاره دارد. در همین خصوص اگر رفتار و فعل طرف هیچگونه اثری از خود بر جا نگذارد در قانون سال ۱۳۷۰ توهین عملی بود اما در قانون ۱۳۹۲ عنوان مجرمانه جدیدی است که در ماده ۵۶۷ به آن اشاره کرده است ((در مواردی که رفتار مرتکب نه موجب آسيب و نه عیبی در بدن گردد و نه اثری از خود در بدن به جا بگذارد ضمان منتفی است لکن در موارد عمدی در صورت عدم تصالح، مرتکب به حبس یا شلاق تعزیری درجه هفت محکوم می شود.))

رکن معنوی

در رکن معنوی باید سوءنیت عام و سوء نیت خاص وجود داشته باشد یعنی وسیله ارتکاب جرم و عمل به وجود آمده سوء نیت عام و نتیجه عمل سوي نیت خاص باشد. ماده ۱۴۴ ق.م.ا سال ۱۳۹۲ در تحقق جرایم عمدی علاوه | پر علم مرتکب به موضوع جرم باید قصد او در ارتکاب رفتار مجرمانه احراز گردد. در جرایمی که وقوع آنها بر اساس قانون منوط به تحقق نتیجه است قصد نتیجه با علم به وقوع آن نیز باید محرز گردد. در این ماده علم مرتکب که در ضرب و جرح عمدی اراده آگاهانه در ضرب و جرح است سوء نیت عام محسوب می شود و قصد ارتکاب که همان اراده آگاهانه در ضرب و جرح عمدی منتج به نتیجه صدمه یا قتل باشد سوء نیت خاص است.

رکن قانونی

الف: برخی مستندات موجود در ق.م.ا ۱۳۹۲ و تعزیرات سال ۱۳۷۵

۱- ضرب و جرح عمدی که امکان قصاص وجود ندارد ماده ۶۱۴ ق . م . ا بخش تعزیرات
۲- نزاع دسته جمعی ماده ۶۱۵ ق . م . ا بخش تعزیرات
۳- ضرب و جرح غیر عمدی که مشمول دیه خواهد شد کتاب چهارم : دیات، مواد ۲۹۴ لغایت ۴۹۷ ق.م.ا سال ۱۳۷۰ و مواد ۴۴۸ تا ۷۲۷ ق. مرا سال ۱۳۹۲
۴- ضرب و جرح عمدی که موجب قصاص خواهد شد کتاب سوم : باب دوم مواد ۲۶۹ لغایت ۲۹۳ ق.م. سال ۱۳۷۰ و مواد۳۸۶ تا ۴۱۶ ق.م.ا سال ۱۳۹۲
۵- ماده ۲۸۹ ق،م ا مصوب سال ۱۳۹۲ ۶ ماده ۲۹۰ ق.م با مصوب سال ۱۳۹۲ ۷- ماده ۲۹۴ قم را مصوب سال ۱۳۹۲ ۸- ماده ۲۹۶ ق. م .ا مصوب سال ۱۳۹۲ ۹- ماده ۴۹۲ ق.م با مصوب سال ۱۳۹۲ ۱۰- ماده ۷۱۵ ق.م با مصوب سال ۱۳۹۲ ۱۱- ماده ۷۱۴ ق.م با مصوب سال ۱۳۹۲

ب: آراء وحدت رویه
۱- معلوم نبودن مرتکب ضرب و جرح موجب رد دعوی خصوصی ضرر و زیان ناشی از جرم نمی باشد (رأی شماره | ۵۶ – ۱۳۵۲ / ۷ / ۲۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور)

۲- حکم شماره (۲۳۳ – ۴۹ / ۹ / ۱۹ ) «روزنامه رسمی ۷۵۵۵ – ۴۹ / ۱ / ۲۱ » دعوی اعسار در قبال ضرر و زیان ناشی از جرم قابل استماع نیست.
۳- اگر حکم دادگاه کیفری در مورد ضرر و زیان ناشی از جرم قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور باشد حکم جزائی هم به تبع آن قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور است ارای شماره ۳۲ – ۶۴ / ۱۱ / ۲۹ هيأت دیوان عالی کشور) ۴- ضرب و جرح مشمول ماده ۱۷۵ مکرر قانون مجازات عمومی اگر منتهی به نقص عضو شود، قابل گذشت است حکم شماره ۴۶ – ۵۴ / ۱۲ / ۱۳ ) «روزنامه رسمی ۹۱۰۵ – «۵۵/۱/۱۸
۵- ارش اختصاصی به مواردی دارد که در قانون برای صدمات وارده به بدن تعیین نشده باشد
۶- در صورت صدور حکم بر برائت متهم دادگاه مکلف است در مورد دعوی ضرر و زیان ناش از جرم نیز رسیدگی نماید.

۷- مجازات ایراد جرح عمدی با چاقو وفق مواد ۵۵ و ۶۳ قانون حدود و قصاص تعیین می شود مگر اینکه اقدام به چاقو کشی مشمول مقررات حمل اسلحه سرد و با اخلال در نظم عمومی باشد (رأی شماره ۱ – ۱۳۶۵ / ۳ / ۲ هیأت عمومی دیوان عالی کشور)
۸- ایراد جرح با کارد از مصادیق بند ج ماده واحده قانون لغو مجازات شلاق است رای شماره ۳۲ – ۱۳۶۱ / ۱۲ / ۱۶ هیأت عمومی)

ج: برخی از مواد ق.م.ا مصوب سال ۱۳۷۰

1- ماده ۳۶۹ قطع عضو و یا جرح أن اگر عمدی باشد موجب قصاص است و حسب مورد مجنی علیه می تواند با اذن ولی امر جانی را با شرایطی که ذکر خواهد شد قصاص نماید.
٢- ماده ۲۷۰: قطع عضو یا جرح آن سه نوع است: عمد – شبه عمد . خطا
٣- ماده ۲۷۱: قطع عضو یا جرح آن در موارد زیر عمدی است
الف / وقتی که جانی با انجام کاری قصد قطع عضو یا جرح آن را دارد چه آن کار نوعا موجب قطع يا جرح باشد با تباشد.
ب / وقتی که جانی عمدا کاری انجام دهد که نوعا موجب قطع يا جرح عضو باشد هرچند قصد قطع يا جرح نداشته باشد.
ج / وقتی که جانی قصد قطع عضو یا جرح را ندارد و عمل او نوعا موجب قطع يا جرح نمی باشد ولی نسبت به مجني عليه براثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی نوعا موجب قطع یا جرح باشد و جانی به آن آگاهی داشته باشد.
۴- ماده ۲۹۵ ق.م. ا در موارد زیر دیه پرداخت می شود،
الف/ قتل یا جرح یا نقص عضو که به طور خطا محض واقع می شود و آن در صورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد واقع شده بر او را مانند آنکه تیری را به قصد شکاری رها کند و به شخصی برخورد کند.
با قتل یا جرح یا نقص عضو که به طور خطا شبیه عمد واقع می شود و آن در صورتی است که جانی قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نمی شود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد مثل طبیبی مباشرتا بیماری را به طور متعارف معالجه کند و اتفاقا علت جنایت بر او شود.

بحث و نتیجه گیری

از آنجا که ضرب و جرح عمدی از جرایم علیه تمامیت جسمانی افراد می باشد که هم جنبه خصوصی دارد و هم جنبه عمومی و این ضرب و جرح ممکن منتج به صدمه بدنی مادون قفس و یا سلب حیات اشخاص شود لازم است که به شدت با اینگونه جرایم برخود شود و قوانینی خاص در خصوص برخورد با این مجرمین وضع و تدوین شود و همچنین راهکارهای عملی برای پیشگیری از آن ارائه و مورد بهره برداری قرار گیرد.

پیشنهادات راهکارهای پیشگیری از ضرب و جرح در ملاء عام

از نظر جرم شناسی هر جرمی خود معلول یک سری از علل مختلف می باشد که چنانچه آن علل به موقع مورد توجه و در جهت رفع آنها اقدام به عمل می آمد أن جرم
حاصل نمی گردید امروزه این اصل که پیشگیری بهتر از مجازات است مورد توجه بسیاری از صاحب نظران علم حقوق و همچنین قانون گذاران واقع گردیده و در کنار مسئولین دولتی که بایستی در جهت انجام زیرساختهای اقتصادی در جهت رفع معضل بیکاری و تامین و ارتقاع سطح معیشت مردم و غنای فرهنگی آنان اقدامات جهشی انجام دهند نقش نهادهای ذیل در امر پیشگیری از وقوع جرم بخصوص ضرب و جرح عمدی و اقدامات بعد از وقوع جرم می تواند بسیار موثر باشد.

الف) خانواده ها

توجه بیش از پیش خانواده ها به نوجوانان و جوانان از لحاظ تربیتی – دقت نظر اولیا و خانواده ها در دوست یابی فرزندان – کنترل بر ورود و خروج نوجوانان و جوانان در منزل و مدرسه – حذف آزادی نامحدود از زندگی فرزندان و اعطای آزادی معقول، محدود و مشروع به آنان، زیرا آزادی نامحدود به خودی خود عامل فساد خواهد بود. – یکدلی و همدلی با فرزندان و ایجاد رابطه دوستی و صمیمیت با آنان به گونه ای که فرزند بهترین دوست خود را در محیط خانواده بیاید. – کنترل بر رفتارهای فرزندان و ریشه یابی رفتارهای مشکوک و نامعقول در آنان – ارتباط مستمر با اولیای مدارس فرزندان و ارزیابی مستمر رفتار آنان در محیط مدرسه – آشنا کردن فرزندان با مسائل دینی و مذهبی و سوق دادن آنان به مسیر شرعی – آشنا نمودن و انس دادن فرزندان به ورزش و ایجاد رغبت و علاقه در آنان برای تمرین مستمر و ممانعت از رفت و آمد و معاشرت فرزندان با افراد خلافکار نوجوان، جوان یا بزرگسال – توجیه معقول و منطقی فرزندان در خصوص خطرات احتمالی و جرایمی که از حمل و استفاده سلاح های سرد ناشی می شوند. – تبیین عواقب حمل، نگهداری و استفاده از آلات و ادوات مذکور از دیدگاه مجازاتهای مقرر در قانون می تواند از ضرب و جرح عمدی جلوگیری کند.

ب) آموزش و پرورش

تشکیل پرونده شخصیتی خاص هر دانش آموز و ارزیابی مستمر آنان در ادوار مختلف در طول سال به شناسایی دانش آموزان مشکل دار و ارائه مشاوره روان شناسی به آنان تا رفع کامل مشکل – کنترل مستمر حضور دانش آموزان در مدارس و نظارت بر تردد آنان به مدرسه – ایجاد واحد درسی مرتبط با معضلات دانش آموزان و تبیین جرایم و مجازاتهای مقرر شده در قانون بدون اخذ آزمون در سی و احتساب نمره. – دعوت از قضات، وکلا و کارشناسان حقوقی در خصوص اجرای سخنرانی در مدارس مقاطع راهنمایی و دبیرستان با موضوعات مرتبط با بزه و جرایم نوجوانان و جوانان و تنویر افکار این قشر از دانش آموزان – برگزاری کلاس های توجیهی خاص اولیای دانش آموزان و نیز برگزاری کارگاه های یکروزه آموزشی با موضوع «شناخت معضلات و آسیب های اجتماعی نوجوانان و جوانان» – ایجاد ارتباط مستمر با اولیاء دانش آموزان به منظور بررسی اخلاقی و شخصیتی دانش آموزان در خارج از مدارس به منظور تکمیل پرونده شخصیتی آنان – ارائه راهکار و مشاوره به خانواده دانش آموزان مشکل دار و حفظ مجدانه ارتباط با آنان تا رفع کامل معضل – ترویج رشته های ورزشی خاص در مدارس، به منظور تمرین و عضویت دانش آموزان در تیم های ورزشی و ایجاد رغبت در میان نوجوانان و جوانان به منظور اجرای تمرینات ورزشی رایج شده – برگزاری مسابقه های مستمر بين مدارس، مناطق و برگزاری لیگ های ورزشی دانش آموزی به منظور پر کردن اوقات روزانه و فراغت دانش آموزان و نیز حرفه آموزی ورزشی به آنان – آشنا کردن مربیان پرورشی مدارس با معضلات و آسیب های اجتماعی دانش آموزان در خصوص موضوعات مرتبط با این مقوله و آموزش راهکارهای روان شناسی به آنان برای پیشگیری و نیز کنترل دانش آموزان مشکل دار – برگزاری اردوهای یک روزه آموزشی و تفریحی به منظور تاثیرگذاری مثبت کادر مدارس بخصوص مربیان پرورشی بر دانش آموزان و برقراری روابط عاطفی با آنها نیز میتواند از راهکارهای پیشگیری از ضرب و جرح عمدی باشد.

ج) دستگاه قضایی، سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی، سازمان زندان ها و سایر سازمان های مرتبط

– برخورد قاطع پلیس با حمل کنندگان سلاح های سرد در جامعه و بازرسی نوجوانان و جوانان مشکوک در خیابان ها و معابر عمومی به منظور کشف و ضبط سلاح های سرد.

– تشکیل پرونده و معرفی نوجوانان و جوانان مشکل دار به مراجع قضایی و صدور حکم کار اجباری کوتاه مدت در سازمان پارکها، سازمان بهزیستی، مراکز فرهنگی و یا کارگاههای آموزشی با هدف تاثیرگذاری بر آنان.

– عدم صدور حکم حبس یا زندان برای خاطیان این رده سنی توسط دستگاه قضایی تا حد امکان و جایگزینی حکم کار اجباری برای این دسته از بزهکاران؛ چرا که زندانها به نوبه خود مدرسه آموزشی محسوب شده و منحرفان محبوس، در صورت عدم هدایت درست براحتی تاثیر منفی خود را بر زندانیان تازه وارد خواهند گذاشت. به همکاری دستگاههای ذیربط با سازمان زندانها، جهت اصلاح و تربیت نابالغان توسط این سازمان و کنترل یا جدا سازی مجرمان مشکل دار با فراهم کردن امکانات از جمله جا و مکان و فضای آموزشی، تربیتی و بهداشتی مناسب که زمینه تربیتی و اصلاحی را فراهم می کنند. جمع آوری نوجوانان و جوانان خیابانی توسط نیروی انتظامی و اقامت اجباری آنان در مراکز سازمان بهزیستی تا اصلاح کامل رفتاری آنان.

– متلاشی کردن گروههای خلاف و بزه نوجوانان و جوانان توسط پلیس؛ چرا که در صورت برخورد نکردن در این مقطع، زمينه تشکیل باندهای شرارت در سنین بزرگسالی آنان فراهم می شود و گروههای ناشی و کم تجربه خلاف، رفته رفته تبدیل به باندهای حرفهای جرایم خواهند شد.

– شناسایی نوجوانان و جوانان بزهکار در سطح جامعه به منظور جلوگیری از حرفه ای شدن آنان به کاهش شهریه ثبت نام ماهانه باشگاه های ورزشی به منظور ایجاد و تسهیل شرایط ثبت نام در باشگاهها – احداث سالن های ورزشی دولتی در اماکن مختلف شهرها و ثبت نام رایگان نوجوانان و جوانان در رشته های ورزشی خاص به منظور پر کردن اوقات فراغت این رده سنی زیرا بی برنامگی روزانه این گروه سنی، خطرناک بوده و آنان را به سهولت در دام افراد خلافکار اسیر خواهد کرد.

– ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی در سطح اجتماع و ایجاد رغبت در نوجوانان و جوانان به منظور گرایش به کتابخوانی.

– برگزاری کلاس های رایگان هنری از قبیل: «عکاسی، نقاشی، فیلمبرداری، خطاطی و خوشنویسی، بازیگری و …» توسط مراکز فرهنگی هنری و سازمان های وابسته، خاص رده های سنی نوجوانان و جوانان به منظور گرایش آنان به سوی امور هنری.

– تولید و نمایش کلیپ های آموزشی با موضوعات تبیین جرایم و مجازات های حمل سلاح سرد و عواقب و پیامدهای آن هرچند تلاش های دستگاه قضایی، سازمان زندانها سازمان تربیت بدنی، سازمان بهزیستی و سایر سازمانها و نهادها در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است، ولیکن تا حذف این معضل، هنوز راه زیادی باقی بوده و این موضوع نیازمند توجه وافر و نیز تخصیص بودجه و اعتبارات خاص و تدوین و تصویب برنامه های ویژه است.